تبليغاتX
آفتاب شرقی

 

امیدوارم از این بازی ایران بیشتر راضی بوده باشید……………من امروز این بازی رو تو student union دیدم....................بازی بهتر و قابل قبول تری بود ولی اون مشکلاتی که گفتم هنوز سر جاشه.....

راستی کعبی پدر این فیگو و رونالدو رو درآورد....خیلی حال کردم....مخصوصا با این صحنه ای که عکسشو گذاشتمkabi

 

 

راستی یه اتفاق جالب هم بگم که امروز تو شهر من یک مغازه 5 طبقه دیدم که کارش فقط فروش فرش های ایرانی بود......همه فرش ها رو بسیار زیبا تو ویترین زیر نور گذاشته بود.....خیلی خوشحال شدم چون این شرکت بزرگترین شرکت فروش لوازم منزل تو ادینبراست و اجناس بسیار لوکس و گرونی میفروشه......رو هر فرشی با چه دقتی زده بود که دقیقا کجای ایران بافته شده

 

راستی دوستای عزیزم تو ایران میدونن ولی دوست داشنتم که اینجا هم  بگم که 21 تیر دارم به مدت سه هفته برای یه سفر کوتاه به ایران میرم.........آخ که چقدر وسوسه انگیزه .......(لبخند)

خدا قسمت بکنه................

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه 28 خرداد1385 و ساعت 12:19 بعد از ظهر |
عزیزان سلام

واقعا چه حیف شد ! فوتبال رو میگم

امروز بعد از اینکه برگشتم دانشگاه همه مرتبا ازم میپرسن چرا باختین؟

آخه امروز همه ایرانی های ادینبرا جمع شده بودن تو یه سالن که با هم فوتبال رو ببینن.....حتی طبل هم یکی با خودش آورده بود......وقتی گل زده بودیم همه داشتن از خوشحالی بال در میاوردن....

اما چه حیف که به خاطر یک مقدار اشتبا ه (به نظر من) دروازه بان بازی رو واگذار کردیمgoal keeper

البته ایراد اصلی از اون نبود.....اون سعی خودشو کرد.......همینقدر بلد بود.....ادعایی هم نداشت .... میگفت هر کی فکر میکنه بهتره بیاد تو میدون....... ولی اون بهترین دروازه بان ما بود

ایراد فوتبال ما هم مثل بقیه مشکلات کشورمون از مدیریت هستش.....تا وقتی مربی بترسه از بازیکن نمیشه انتظاری داشت...

اگه میری تو زمنین باید بری که ببری حتی اگه برزیل باشه.....

 

خلاصه اینکه به نظر من کسی که بترسه شکست میخوره.....

ایشالا تو بازی های دیگه جبران میکنیم

 

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه 21 خرداد1385 و ساعت 11:14 بعد از ظهر |
عزیزان سلام

امروز فقط میخوام چند تا عکس که جدید گرفتم ( البته نه خیلی جدید!!!!!) برای تجدید خاطره با دوستای عزیزم تو ایران بگذارم.....میبخشین که این پست یه ذره خصوصی شد....

عکس اول رو تو ماجرای جابجایی دوستم از دانشگاه گرفتم که ایشالا بعدا براتون تعریف میکنم و عکس بعدی مربوط میشه به من و James Watt ( هر دو عکس از داخل دانشگاه گرفته شده)

 

hooman

hooman

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قربان شما .............. شب خوش

+ نوشته شده توسط هومن در چهارشنبه 17 خرداد1385 و ساعت 0:20 قبل از ظهر |
عزیزان سلام

امروز یک متن رو دیدم درباره احمد شاملو حیفم اومد که شما هم نخونین...........

در مروري بر شعر امروز ايران هرگز نمي توان از چند نام بزرگ چشم پوشي كرد. حضور اين نام ها و شعر هايي كه با به ياد آوردنشان بر خاطر مي نشيند چنان با شعر به مفهومي كه امروز مي شناسيم گره خورده است كه تصور وجود يكي بدون حضور ديگري امري محال به نظر مي رسد.

احمد شاملو يكي از اين نام هاست. نامي كه حضورش نماينده به عرصه رسيدن نسلي نو انديش و جست و حو گر است . به جرات مي توان گفت كه اين نام بيش و پيش از آن كه به يك فرد دلالت كند نماينده يك جريان است. جرياني كه از اواخر عمر نيما آغاز شد و تا همين لحظه نيز به حركت خود ادامه مي دهد.
بسياري بر اين باورند كه پديده «احمد شاملو » محصول دوراني پر تلاطم در تاريخ معاصر ماست .و در واقع درست و راست همين است كه ناموزوني تاريخ نيم قرن اخير بر شكل گيري اين پديده در قالب يك شاعر سهمي به سزا ايفا كرده است.


شاملو و نيما
شاملو را عموما ميراث دار نيما مي شناسند،در حالي شايد اگر همت شاملو و آن ديگران نبود آثار نيما به اين درجه از شهرت نمي رسيد كه حالا گروهي بخواهند ريشه هايشان را در شعر او جست و جو كنند و نام او را سپري براي گريز هاي نا بهshamlou هنگامشان سازند تا شايد ساز نا سازشان در گوش ها نوايي خوش آهنگ تر پيدا كند.درست مثل آن ديگراني كه حالا تنها نام هايي نا مانوس از خود و آتارشان در گوشه هاي تاريخ هاي نوشته شده از روند شكل گيري شعر نو جاخوش كرده است. نام هايي مانند شين پرتو ، تندر كيا ، محمد علي جواهري (رواهيچ)و... اگر نيما به شهرتي رسيد كه در خور كار بزرگش بود بخش مهمي از ان را وامدار شاملوست شاملو از اين منظر معرف و مكمل نيماست. كاري را به انجام رسانده كه نيما خود در ارزوي انجام آن آب در خوابگه ديرينه مورچگان شاعر ريخت.

به اين معني شاملو ميراث دار نيماست اما نه ميراث دار به مفهومي كه از آن دنباله روي مراد مي شود.خلاقيتش به او اجازه نمي دهد در بند ميراث باقي بماند. اما از سويي ديگر ميرات شناس هست ، حال چه اين ميراث ادبيات قرن سوم و چهارم هجري و نثر سحر اميز تاريخ طبري باشد ، چه آثار نيما ، چه از آن سوي آب ها و ميان آثار سمبوليست هاي فرانسوي امده باشد ، چه از فرهنگ بومي دورافتاده ترين روستاهاي همين خاك، براي شاملو فرقي نمي كند چرا كه او تلاش مي كند آن را -هر چه هست - بشناسد وبراي خلاقيتش از ان خوراك بسازد.
همين ميراث شناسي است كه به حضور شاملو در تاريخ شعر معاصر و تاريخ معاصر شعر رنگي پديده وار مي دهد و همين خلاقيت خوراك گرفته از ميراث است كه شاملو را به آن درجه از محبوبيت مي رساند كه بعد از دو دهه سكوت رسانه اي , بدرقه پيكرش به آيين ستايش شعر و شعور با حضور هزاران ايراني حق شناس تبديل مي شود.

امروز چهار سال از ان روز مي گذرد و شاملو چنان كه گفتيم نام يك تن نيست تن هايي است كه از كرنش در برابر قدرت ها تن مي زنند. .شاملو نام تمام زندگاني است كه با تكيه بر ريشه ها به افق هاي جديد تر مي انديشند. او غولي زيباست كه هنوز در استواي زمين ايستاده است.

عزیزان میخواستم از همگی دعوت کنم که برای بررسی بیشتر تاریخ  به وبلاگ دوست عزیز آقای جعفر معروفی (نقدی بر سخنان اهانت آمیز احمد شاملو در مورد حکیم فردوسی بقلم : جعفر معروفی) برید و با نظراتتون من رو در شناخت بیشتر تاریخ و ادبیاتمون کمک کنین.....
این هدف اصلی من در وبلاگ هست که با تقسیم کردن نظراتمون با هم بیشتر درباره زوایای فرهنگ و تاریخمون بدونیم.....
پیشاپیش از همگی ممنونم 
 
 
+ نوشته شده توسط هومن در جمعه 12 خرداد1385 و ساعت 8:20 بعد از ظهر |
دوباره به  همه دوستام سلام میکنم...

ممنون از اینکه این همه بهم قوت قلب دادید......میدونم که همتون به این خاطر که تو ذوقم نخوره از غذام تعریف کردین......

من تو این غذا از گوشت چرخ کرده , پیاز , ادویه و نمک ( به مقدار لازم....مثل تلویزیون!!!) و فلفل (از این گنده ها ..... اسمشو نمیدونم!!!!) استفاده کردم....اما چون همتون درست جواب مسابقه رو دادین زوری یه بار نهار مهمون من هستین.....دیگه دوست ندارم نداره (لبخند بد جنسی!!!!)

 اما بسیار مشتاقم که در باره اتفاق ناگواری که قراره همین اواخر بیفته بنویسم و اینکه این خبر چقدر برام ناراحت کننده هست:

يك مقام مسئول در وزارت نيرو گفت: تاريخ دقيق آبگيري سد «سيوند» 15 خرداد ماه سال جاري با تشكيل يك جلسه ميان وزارت نيرو و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مشخص میشود.

اگه بخواین یه مقدار بیشتر درباره پاسارگاد بدونین :

شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲.۷×۰.۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی می‌باشد:

  • آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛ pasargad
  • تل تخت (یا «تل تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
  • مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه ، تالار عمومی ، قصرمسکونی و باغ سلطنتی (چهار باغ).
  • در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد (۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.

محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده می‌باشد، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقیمانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ می‌باشند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفدارند که کشاورزان در آنها ساکنند.

(برگرفته از ویکیپدیا ) همینطور اگه دوست داشته باشین تو وبسایت یونسکو هم میتونین مطالبی پیدا کنین.

این خبر که اسکلت مادر و فرزندي 7 هزارساله در تنگه بلاغي کشف شده و هزاران خبر از این دست نشون میده این منطقه پر از آثار باستانی است که هنوز که هنوزه بعد از هفت هزار سال کشف نشده و من فکر میکنم که این وظیفه بر عهده ی ماست.(استناد به خبرگزاری میراث فرهنگی )

امروز وزارت نيرو در فكر نابودي همان  آثاري است كه پس از غارت و تخريب اسكندر در رو و درون زمين اين منطقه باقي مونده  ـ باز مانده غارت اسکندر، اين «بچه ي تباه شده تاريخ»، و اين غارتگری که پس از آن همه جنايت تاريخي مغرب زمين اون را سرباز تمدن خودشون میدونه و خودشون رو پشت اون پنهان پنهان میکنن.

نمیدونم برای جلوگیری از چنین حرکت نا بخردانه ای چه میشه کرد ؟چه اینکه هممون میدونیم که  تخت جمشید شناسنامه ملی ما ایرانیان هست و نگهداری از اون وظیفه همه ما . 

دیدن این انیمیشن های سه بعدی از تخت جمشید هم خالی از لطف نیست....

شاد باشید و دیر زی

+ نوشته شده توسط هومن در پنجشنبه 4 خرداد1385 و ساعت 9:50 بعد از ظهر |
دوستان سلام

امروز فقط یه خبر با مزه براتون دارم. بعد از سه ماه غذای آماده خوردن امروز برای اولین بار در تاریخ زندگیم غذا درست کردم.خیلی خوش مزه بود. از این به بعد هر کی جواب سوالامو بده یه روز ناهار مهمون من.......پایه هستین؟؟؟؟

یه عکس هم از غذایی که پختم میگذارم که مسابقه این دفعه اینه که اسم این غذا چیه که من درست کردم؟؟؟؟(روش از این کلم قرنز ها که تو سرکه هست ریختم که خوشمزه تر شه!!!!!)

ghazaie in hafte

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاد باشید و دیر زی

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه 1 خرداد1385 و ساعت 1:45 بعد از ظهر |