تبليغاتX
آفتاب شرقی
عزیزان سلام
دیروز داشتم با منوچهر (یکی از دوستان ایرانی در اینجا که با هم تو یک دفتر کار میکنیم ) با یاهو مسنجر چت میکردم که یهو "لند لیدی" منوچهر اومد و شروع به صحبت کرد و گفت که فردا که تولد منوچهر هستش برم خونشون برای یه جشن تولد کوچیک !!!
آخه منوچهر هم مثل من با یه خانواده انگلیسی زندگی میکنه
امشب که برگشتم یه عکس هم براتوم میگذارم که پست کامل بشه

(آقا خیلی شرمنده..........من دوربینم رو یادم رفت ببرم.....برای همین یه عکس الکی میذارم)

tavalod

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تولدت مبارک منوچهر

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه 25 شهریور1385 و ساعت 11:24 قبل از ظهر |
tehran

عزیزان سلام

امروز میخوام یه ذره درباره تهران براتون بنویسم

تاريخ افسانه اي تهران به " شيث بن آدم " و " هوشنگ پيشدادي " مي رسد. در عهد ساسانيان كيش زردشت در ري واج يافت و چندين آتشگاه بزرگ در شمال و جنوب تهران ايجاد شد. آتشگاه نخستين قصران در فاصله 30 كيلومتري مركز تهران رو به روي يكي از ارتفاعات كوه توچال قرار داشت. در فرهنگ آنندراج آمده است " شهر تهران در قمست جنوبي شهر حاليكه تهران بنا شده و خانه هاي پستي داشتند كه شبيه به غار ولي به تدريج از طرف شمال توسعه يافت و منازل را بيشتر به سرچشمه قنوات نزديك كرده اند". در كتاب" تهران عصر ناصري " آمده است : تهران از قرن ششم ه.ق. يكي از روستاهاي ناچيز و كم اهميت بود و شهر ري كه تقريبا" در شش كيلومتري تهران قرار داشت، كانون عظيم تمدون و فرهنگ قديم اين خطه به شمار مي رفت. تا اين كه با هجوم ويران گر مغول جنگ هاي داخلي، كشمكش هاي مذهبي و تفرقه اندازي هاي فرقه هاي مذهبي و .. . ري رو به ويراني نهاد. در كتاب " عجايب البلدان " آمده است: تهران قريه اي است معظم و ولايات ري داراي باغات زياد با اشجار و ثمرات خوب و فراوان و سكنه در خانه هاي سرداب مانند به سر مي برند، همين كه دشمن حمله آورد، به خانه هاي تحتاني پناه مي برند كه هر قدر محصور بود نشان امتداد  يابد به سبب كثرت آذوقه كه از فرط احتياط ذخيره كرده اند آسوده اند ... و دايما" به سلطان عصر ياغي و با عساكر او در كارزارو زد و خوردند، ماليات خود را به مسكوك نمي پردازند، بلكه در عوض نقود رايج خروس و مرغ مي پردازند. تا حمله مغول، هنوز هم تهران به صورت قريه اي نه چندان معتبر باقي مانده بود و مانند ديگر قراء ري زيرنظر خوارزمشاهي اداره مي شد. " ياقوت حموي " سياح بزرگ عرب هنگام فرار از دست مغولان در سال 617 ه.ق. از اين قريه ياد كرده است. با سكونت اهالي ري پس از زلزله هاي متناوب و نيز حمله مغولان، تهران به تدريج از شكل روستا بيرون آمد و به شهركي تبديل شد كه داراي چهار امامزاده و چند بقعه متبركه بود. به عنوان اولين امامزاده هاي تهران بايد از امامزاده زيد، يحيي، اسماعيل و سيد نصر الدين نام برد. در اين دوره كشاورزي و باغداري توسعه پيدا كرد و اين امر نظر مهاجمان و ساكنان روستاهاي اطراف تهران را به خود جلب كرد. اين وضع تا پايان دوره هاي تركمانان و اوايل صفويه دوام يافت

وجه تسميه تهران:

 برخي از مورخين تهران را جزيي از شهر قصران ري مي دانند كه قريه بالاتر از آن مهران نام داشت و به روايتي قصران و مهران دو برادر بودند. " ران " به معني دامنه است، و مهران دامنه بالايي و قصران دامنه پاييني رشته كوه البرز بود.نخستين وجه تسميه تهران را از عبارت " ياقوت حموي " در معجم البدان مي توان اخذ كرد : " از مردي اهل ري كه محل وثوق و اعتماد شنيدم كه طهران ديهي است بزرگ و بناي اين ديه تمامي در زير زمين واقع است و احدي را ياراي آن نيست كه بدان ديه راه يابد مگر آن كه اهالي آنجا اجازت ورود بدهند " .در اين عبارت اشاره به زيرزميني بودن تهران شده است. اين مساله عده اي را برانگيخت كه تهران را به دو كلمه" ته " به معناي زير و " ران " تجزيه نمايند و تهران را " مكان زيرزميني " معنا كنند.اعتماد السلطنه در مرات البلدان درباره وجه تسميه تهران چنين آورده است: " چون اهل آنجا ( تهران ) در وقتي كه دشمن براي آنها به هم مي رسيد در زير زمين پنهان مي شدند، از اين جهت به اين اسم  موسوم شده است كه به " ته ران" يعني زير زمين مي رفته اند" .كسروي درباره نام تهران و شميران، طي پژوهش هايي به اين نتيجه رسيده كه تهران ( و تارم، كهران، گهران، گهرام، جهرم ) به معناي منطقه گرمسير و شميران ( شميرام، شميرم، شميلان، سميران و سميرم) به معناي منطقه اي سردسير است.

برگرفته شده از وبسایت تاریخچه تهران 

اما سایت دیگه ای که خیلی نکات جالبی توش تونستم ببینم که باورم نمیشد اینقدر کامل باشه سایت فرهنگنامه آزاد بود که به همه سفارش میکنم یه بار اونو ببینن

شاد وپیروز باشید

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه 18 شهریور1385 و ساعت 11:49 قبل از ظهر |
سلام به دوستان عزیز

آقا از وقتی ما خونمونو عوض کردیم اصلا دستو دلم به نوشتن نمیره.......خیلی برام سخت شده نوشتن

راستی تو این یک ماه اخیر خیلی از دوستام از ایران برای ادامه تحصیل رفتن

علی داداشم که یه ماه پیش رفت فرانسه.

محمد هم رفت فرانسه که زیاد ازش خبر ندارم , امیدوارم که زود ببینمش

مهران و آرش رفتن کانادا , یکی مونترال و یکی هم ساسکچون

هاتف هم که رفت سوید

خیلی های دیگشون هم که دارن میرن, دیگه دارم احساس میکنم مثل قبل کسی رو تو ایران ندارم...............یعنی میدونین قبلا وقتی به ایران فکر میکردم بعد از پدر و مادرم و برادرم به دوستام فکر میکردم و خاطرات زیادی که با هم داشتیم..............اما الان دیگه اینجور نیست

ایشالا درسامون زود تموم شه و برگردیم دور هم باشیم

مثل قدیما

+ نوشته شده توسط هومن در پنجشنبه 9 شهریور1385 و ساعت 9:10 بعد از ظهر |