راستی من تا حالا هیچ وقت انار اینجا ندیدم![]()

شب یلدا به همتون خوش بگذره
به فرهنگ لغت ویکی پدیا هم اگه وقت کردین سر بزنین که در مورد این شب اطلاعات خوبی داره ![]()
راستی من تا حالا هیچ وقت انار اینجا ندیدم![]()

شب یلدا به همتون خوش بگذره
به فرهنگ لغت ویکی پدیا هم اگه وقت کردین سر بزنین که در مورد این شب اطلاعات خوبی داره ![]()
امروز میخوام درباره انرژی هسته ای و انگلستان یراتون بنویسم
دیروز که داشتم تو خیابون اصلی شهر راه میرفتم که گروهی از آدم ها رو دیدم که به اعتراض به داشتن سلاح و انرژی هسته ای تو خیابون جمع شده بودن. اول از همه داشتم به این فکر میکردم که اگه یه گروهی تو ایران عقیده مشابهی داشته باشه و به نظرش با این پول عظیم آیا میشه کار بهتری کرد یا نه حق اینو داره که تو خیابون اصلی شهر اینقدر مصالمت آمیز تجمع کنه!
چه اینکه به عقیده این گروه باید این هزینه رو صرف غذای بچه های دبستانی کرد و غذا رو به صورت مجانی در اختیارشون قرار داد.
این بخش رو از سایت بی بی سی برداشتم که توضیح خوبی درباره این مشکل در بریتانیاست:
دولت بريتانيا می خواهد هر چه زودتر زرادخانه های هسته ای اين کشور را تجهيز کند. اما مسئله ای که محافل سياسی اين کشور را به خود مشغول کرده اين است که آيا اصلا بريتانيا بايد سلاح هسته ای داشته باشد يا نه؟
در سال ۱۹۵۲بريتانيا سومين کشور جهان بعد از اتحاد جماهير شوروی بود که به گروه کشورهای دارای سلاح هسته ای پيوست.
در سالهای پس از آن همواره بحث و گفتگو درباره نياز به سلاحهای جديدتر مانند موشکهای هسته ای ترايدنت و پولاريس در صحنه سياست بريتانيا مطرح بوده است.
در حال حاضر بريتانيا دارای چهار زيردريايی غول پيکر حامل موشکهای ترايدنت است که در دهه 90 ساخته شده اند.
قرار است تا سال ۲۰۲۵ به تدريج از دور خارج شوند. اما از آنجايی که برنامه ريزی و ساختن يک سيستم جديد به خصوص زيردريايی جديد به زمان زيادی نياز دارد، دولت بايد از حالا تصميم بگيرد.
قرار است اين تصميم به پارلمان بريتانيا واگذار شود و وعده داده شده است که تا سال ديگر با رای اعضای آن اوضاع مشخص شود.
منتقدين دولت می گويند بايد بحثی اساسی درباره اينکه اصلا کشور هسته ای باقی بماند يا نه صورت گيرد. تونی بلر، نخست وزير و جانشين احتمالی او گوردن براون هردو از قبل موافقت خود را اعلام کرده اند.
نکته جالب دیگه این بود که ۲۵ بیلیون دلار قرار بر سرمایه گزاری است و سهم اسکاتلند از این بخش حدود ۳ بیلیون هست! شما هم میتونین با سر زدن به وبسایتشون نظرتون رو بدین.
من دیروز به اصرار یکی از دوستان بالاخره راضی شدم و رفتم و توی تور دانشگاه ثبت نام کردم
ساعت ۸ از خونه با هم زدیم بیرون و چون روزای تعطیل این اتوبوس ۴۵ کار نمیکنه تا دانشگاهه پیاده
رفتیم. خیلی سرد بود ولی اثری از ابر تو آسمون نیود و این میتونست نوید بخش یک روز نسبتا آقتابی باشه که همین طور هم بود. ساعت هشت و نیم با یه اتوبوس و حدود پنجاه نفر از دانشجوها از سراسر دنیا راه افتادیم. اول رفتیم به دریاچه ای به اسم lokh Katrine و بعد از یه حدود ۲ ساعتی راه رفتن و عکس گرفتن دوباره سوار شدیم و رقتیم به سمت گلسگو. اول از موزه ی بورال دیدن کردیم و بعد رفتیم تو شهر. گلسگو از شهر ما خیلی بزرگ تره هر چند که ادینبرا پایتخت هست. من از شهرشون زیاد خوشم نیومد. خیلی بزرگ و شلوغ بود و ترکیبی از ساختمون های قدیمی و جدید در کنار هم منظره خوشایندی رو ایجاد نمیکرد.
امیدوارم که از این سفر نامه هومن خوشتون اومده باشه![]()
راستی این هم یک عکس از بزرگترین Highland cow دز اسکاتلند

شاد و پیروز باشین
عنوان : در این بن بست
مجموعه : ترانه های کوچک غربت
دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی " دوستت میدارم "
دلت را می بویند
روزگار غریبی ست نازنین!
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه میزنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
بسوختبار سرود و شعر
فروزان میدارند
به اندیشیدن
خطر مکن.
آنکه بر در میکوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
آنک قصابانند
بر گذرگاه ها
مستقر
با کنده و ساطوری خون آلود
روزگار غریبی ست نازنین!
وتبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه ها را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی ست نازنین!
ابلیس پیروز ست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستی خانه نهان باید کرد.
احمد شاملو
31/4/58
اول از همه وظیفه خودم میدونم که به پیوند آسمانی دوست عزیزم صادق محیط و سرکار خانم اسلامی رو اینجا تبریک بگم . این دو عزیز همیشه به من خیلی لطف داشتن. صادق تنها دوست دوران دبیرستان من هست که تو شریف هم با هم همکلاسی بودیم
و هر دومون مهندسی شیمی میخوندیم. الان حدودا ۹ سال هست که با هم دوستان بسیار نزدیک هستیم. از طرف دیگه خانم اسلامی هم از همکلاسی های شریفی بودن که همین باعث میشه این ازدواج برای من یه معنی دیگه داشته باشه. خیلی دوست داشتم که تو این مراسم خودم شرکت میداشتم اما حیف خدا اینگونه رقم زد که اینجا باشم و به جای من پدر و مادرم در این مراسم شرکت کنن.
برای هردوشون بهترین آرزوها رو دارم ایشالا که بتونم خیلی زود ببینمشون و از نزدیک بهشون تبریک بگم.
این یکی از اون عکسای خاطره انگیره من با دوستان عزیزم تو ایران بود. یادش بخیر.
بعدش هم میخواستم همتون رو دعوت کنم از سایت زیبای آفتاب دیدن کنین و مخصوصا بخش موسیقی , اشعار خیام با صدای جادویی احمد شاملو. (این سایت رو محمد بهم معرفی کرد
)
غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خود را در جبر تألیف کرد.
خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.
در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.
بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این
امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.
دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد.
خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.
استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند.
تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست.
اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.
آنانكه ز پيش رفتهاند اى ساقى درخاك غرور خفتهاند اى ساقى
رو باده خور و حقيقت از من بشنو باد است هرآنچه گفتهاند اى ساقى
پیشنها میکنم سایت عمر خیام رو هم اگر فرصت کردید نگاهی بندازید
مراجع:
وبلاگ پرواز در اتاق و فرهنگ لغت ویکی پدیا.
سوال این هفته: هرکس گفت مثلث خیام پاسکال رو اول کی کشف کرده؟ ![]()