تبليغاتX
آفتاب شرقی
(۱)..دریای مازندران.

برپایه‌ی این عهدنامه، آن‌چه را که حکومت تزاری برپایه‌ی تحمیل قرارداد و ننگ‌نامه‌های «گلستان و ترکمان‌چای» و «آخال» از ایران تجزیه کرده بود، به حکومت بلشویکی منتقل گردید. اما حقوق ایران در دریای مازندران تا حدود زیادی ترمیم شد و ایران حقوق برابر با اتحاد شوروی در دریای مازندران به دست آورد.

در این میان، نظری کوتاه به بخش نخست فصل اول عهدنامه‌ی مودت به دولتین ایران و جمهوری شوروی روسیه، بازگو کننده‌ی بسیاری از حقایق تاریخی است : «... دولت شوروی روسیه مطابق بیانیه‌ی خود راجع به مبانی سیاست روسیه نسبت به ملت ایران مندرج در مراسلات 14 یانوار (ژانویه) 1918 و 26 ایوان (ژوئن) 1919، یک مرتبه دیگر رسما اعلان می‌نماید که از سیاست جابرانه‌ای که دولت­های مستعمراتی روسیه که به اراده‌ی کارگران و دهاتین این مملکت سرنگون شدند نسبت به ایران تعقیب می‌نمودند قطعا صرف‌نظر می‌نماید ...
نظر به آن‌چه گفته شد و با اشتیاق به اینکه مملکت ایران مستقل و سعادتمند شده و بتواند آزادانه در دارایی خود تصرفات لازمه را بنماید، دولت شوروی روسیه تمام معاهدات و مقالات و قراردادها را که دولت تزاری روسیه با ایران منعقد نموده و حقوق ملت ایران را تضییع می‌نمود، ملغی و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان می‌نماید ...»

در فصل یازدهم همان عهدنامه که اشاره به مسایل دریای مازندران دارد می‌خوانیم :

«... نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل اول این عهدنامه، عهدنامه‌ی منعقده در 10 فوریه 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمان‌چای نیز که فصل 8 آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود. از درجه­ی اعتبار ساقط است. مع هذا طرفین متعاهدین رضایت می‌دهند که از زمان امضای این معاهده هر دو بالسویه حق کشتیرانی آزاد را در زیر بیرق‌های خود در بحر خزر داشته باشند ...»

در پنجم فروردین ماه 1319 (25 مارس 1940)، قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی میان دولت ایران و اتحاد شوروی بسته شد. در این قرارداد، به حق بهره‌گیری یکسان و انحصاری دو دولت از دریای مازندران، چه از نظر کشتی‌رانی (ماده 13) و چه از نظر استفاده از منابع طبیعی (بند 4 ماده 12)، به گونه­ی روشن و غیر قابل تغییر اشاره شده است. بند 4 ماده 12 مقرر می‌دارد :

«... هر یک از طرفین متعاهدین ماهی‌گیری را در سواحل خود در حد 10 میل  دریایی به کشتی‌های خود اختصاص داده و این حق را برای خود محفوظ می‌دارند که واردات ماهی‌های صید شده از طرف کارکنان کشتی­هایی را که زیر پرچم او سیر می‌نمایند از تخفیفات و مزایای خاصی بهره‌مند سازند ...»

افزون بر آن در نامه‌های پیوست قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی، به درخواست دولت شوروی وپذیرش دولت ایران، از دریای مازندران از سوی هر دو دولت به عنوان «دریای ایران شوروی» نام برده شده است.

بدین‌سان، با امضای دو قرارداد 1921 و 1940، دولت‌های ایران و شوروی به عنوان شریک متساوی‌الحقوق در دریای مازندران شناخته شدند.

                                                                                  برگرفته از وبسایت سرزمین جاوید

(۳)...

عضو کمیسیون اصل نود با تکذیب این نظر که سهم ایران از دریای خزر در گذشته 50 درصد بوده است اظهار داشت: مدارکی مبنی بر سهم 50 درصدی ایران از خزر وجود ندارد.

محسن کوهکن نماینده مردم لنجان در گفت و گو با خبرنگار امور مجلس باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، ضمن تاکید بر وجود منابع تاریخی مستدل درباره سهم ایران در دریای خزر گفت: وقتی گذشته تاریخی و مدارکی مستدل وجود نداشته باشد مبنای قانونی هم وجود نخواهد داشت.

                                                                                 برگرفته از خبرگزاری ایسکانیوز

(۴)...

در آستانه سفر پوتین ریس جمهور روسیه به ایران برای  شرکت در نشست سران کشورهای حوزه دریای خزر در تهران اعلام کرد که وی مدرکی ندیده که نشان دهد ایران درصدد ساخت جنگ افزار هسته ای است اما ایران باید در ارتباط با فعالیت هسته ای خود تا جایی که ممکن است شفاف عمل کند.

                                                                                برگرفته از وبسایت بی بی سی 

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه 22 مهر1386 و ساعت 11:27 قبل از ظهر |
باد ها در گذرند
بايد عاشق شد و خواند
بايد انديشه كنان پنجره را بست و نشست
پشت ديوار كسي مي گذرد مي خواند
بايد عاشق شد و رفت
چه بيابانهايي در پيش است
رهگذر خسته به شب مي نگرد
مي گويد : چه بيابانهايي بايد رفت
بايد از كوچه گريخت
پشت اين پنجره ها مرداني مي ميرند
و زناني ديگر
به حكايت ها دل مي سپرند
پشت ديوار كسي درياواري بيدار
به زنان مي نگريست
چه زناني كه در آرامش رود
باد را مي نوشند
و براي تو
براي تو و باد
آبهايي ديگر در گذرست
بايد اين ساعت انديشه كنان مي گويم
رفت و از ساعت ديواري پرسيد و شنيد
و شب و ساعت ديوراي و ماه
به تو انديشه كنان مي گويند
بايد عاشق شد و ماند
بايد اين پنجره را بست و نشست
پشت ديوار كسي مي گذرد
مي خواند
بايد عاشق شد و رفت بادها در گذرند

برگرفته از وبلاگ گل سرخ همدان

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه 8 مهر1386 و ساعت 11:43 بعد از ظهر |
دوستان عزیز سلامپرفسور علی دانش

با عرض تاسف فراوان روز جمعه ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۷ پرفسور علی دانش در مشهد فوت کردند. ایشون یکی از افتخارات همه ما ایرانیان در سراسر دنیا بودند و متاسفانه روز جمعه در مشهد از بین ما رفتند. ایشون مدتی بود که از بیماری سرطان رنج میبردند و همین اواخر یک عمل جراحی هم انجام دادنده بودند و گویا موفقیت آمیز هم بوده است. زمینه کار علمی ایشون PVT و تعادلات فازی بوده است.  

متن نامه ای که امروز پرفسور دبیر تهرانی برای دانشکده فرستاده بودند رو در زیر میگذارم:

Dear All

It is with deep sadness that I report the death of our dear friend and colleague, Professor Ali Danesh in Mash'had on 21 September 2007

As you know Professor Danesh was a well known and respected personality in the oil industry and the universities all over the world, particularly in Iran and Scotland. I knew him from the time he was the most outstanding student at Abadan Institute of Technology in 1967 and subsequently as a colleague in the oil industry and at Heriot-Watt University, where we both supervised research. He will be remembered by many in the universities in Iran and UK as well as in the oil and gas companies worldwide

Born in 1948, Prof Danesh had a wealth of experience not only in research and education but also in  consultancy in the oil industry in Iran, UK, USA, Europe and the Far East. His book "PVT and Phase Behaviour of Petroleum Reservoir Fluids" is an excellent reference book for researchers and students of petroleum engineering and a great contribution to the oil industry. He published over 150 papers on his research projects

He will be very sadly missed by all of us

Professor Danesh is survived by his dear wife Soosan, his son Amir Ali and his daughter Sahar to whom we all extend our deepest sympathy and wish them patience and a long life

With my deepest utter sadness

Dabir

جامی است که عقل آفرین میزندش                          صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش

این گوزه گر دهر چنین جام لطیف                              میسازد و باز بر زمین میزندش

پرفسورعلی دانش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 9:13 بعد از ظهر |