تبليغاتX
آفتاب شرقی
دوستان عزیزم سلام

خیلی دوست داشتم که درباره تاریخ جزایر سه گانه ی تنب كوچك ، تنب بزرگ و ابوموسی و همین طور جدا شدن بحرین از خاک ایران بنویسم. واقعیت اینه که ما به عنوان یک ایرانی نسبت این مساله چه دیدی داریم و مساله دیگه اینه که دنیا نسبت به مساله چه جوری نگاه میکنه !

جزیره ابوموسی جزیره‌ای است ایرانی در خلیج فارس، مساحت این جزیره در حدود ۲۵ کیلو متر مربع می‌باشد. جزیره ابوموسی در ۲۶ درجه خط عرض شمالی ، ودر ۵۵ درجه خط طول شرقی واقع شده‌است. از آنجا که معلوم است خلیج فارس دریای کم عمقی برای نفت کش‌ها شمرده می‌شود زیرا نفت کش‌ها پس از بارگیری نفت در مخازنشان به شدت سنگین شده و کف آن‌ها به کف خلیج فارس نزدیک می‌شود و در نتیجه خطر به گل نشستنشان شدت می‌گیرد. برای همین است که جزیره خارک به عنوان محل بارگیری نفت کش‌ها از ایران تعیین شده‌است. تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفت کش‌های حامل نفت فاصله میان «جزیره ابوموسی» و تنب می‌باشد، زیرا این مسیر ژرف ترین مسیر برای نفت کش‌ها شناخته می‌شود.

بعد از ترک انگلیسی ها در سال ۱۹۷۲ از منطقه خلیج فارس و سپردن جزایر ایرانی به دولت تازه تشکیل امارات برای براورده کردن نیازهای انگلستان در منطقه ایران با تصرف نظامی این سه جزیره اعلام حاکمیت خود بر این جزایر همیشه ایرانی خیلیج فارس نشان داد اما از آن زمان به بعد بر سر حاکمیت این سه جزیره بین ایران و کشورهای عربی منطقه اختلاف نظر وجود داشته است!

این جزایر از گذشته های بسیار دور بخشی از قلمرو ایران بوده اند و در قرنهای 18 و 19 میلادی جزء حوزۀ صلاحیت و حكمرانی لنگه به حساب می آمده اند كه خود یك بخش اداری از استان فارس بوده است.
حاكمیت ایران بر این جزایر در كتابها ، اسناد تاریخی ، سالنامه ها ، شرح وقایع راهنمایان دریایی ، نقشه های جغرافیایی و به خصوص در اسناد رسمی ، گزارش های اداری و یادداشتهای وزارت خارجه و دفتر امور هندوستان در انگلیس در خلال قرنهای 17 و 18 و بخش اعظم قرن 19 منعكس شده است.

در دورۀ بین 1820 تا 1887 مقامات انگلیسی در خلیج فارس به طور مداوم و قاطع معتقد بودند كه جزایر تنب و ابوموسی بخشی از قلمرو ایران است.

با توجه به تعاریف اساتید حقوق بین الملل كه مورد اشاره قرار گرفت می توان بطور منطقی نتیجه گرفت كه جزایر تنب و ابوموسی پیش از سال 1903 به هیچ وجه سرزمین بلاصاحب نبوده اند زیرا این جزایر از زمانهای قدیم – به تأیید شواهد و مدارك غیرقابل انكار تاریخی – بخشی از سرزمین ایران بوده اند. جزایر مزبور از اوایل قرن 17 تا سال 1903 تحت ادارۀ لنگه بوده اند كه خود بخشی از استان فارس است . بعلاوه ، جزایر مزبور بطور مداوم توسط اهالی لنگه ،شیرو ،مغو وثخلیو ، برای كشاورزی ،ماهیگیری ، و صید مروارید مورد استفاده قرار می گرفته است.

برگرفته از وبسایت ثبت اسناد کل کشور

از نظر تاريخي ابوموسي پيوستگي نزديكي با تاريخ جزيرة كيش دارد و دنباله‌رو و تابع تمدن و آباداني جزيرة كيش است،ولي تمام جزاير خليج‌فارس از زمانهاي بسيار قديم تحت حكومت فرمانروايان ساحلي و جنوبي ايران قرار داشتند،چنانكه ابوموسي تا انقراض حكومت جواسم تابع بندر لنگه بوده است. در 1304ق محمدمهدي ملك‌التجار بوشهري كه به حكومت بندر لنگه منصوب شد،با كمك احمدخان كبابي حكمران بندرعباس و شيخ زايد بن خليفه،شيخ بندر ابوظبي حكومت جواسم را از بندر لنگه و جزاير تابع آن برانداخت و دست آنان را از آن نواحي كوتاهساخت.پس از اين واقعه،حاجي محمد مهدي پرچم ايران را بر فراز بنادر لنگه و چارك و جزاير ابوموسي و سيري برافراشت،ولي شيخ شارجه در اين جزيرة متعلق به ايران اقدام به استخراج خاك سرخ و فروش آن به انگليسيها كرد و چون با مخالفتي روبرو نشد،به تدريج بر آن جزيره ادعاي ارضي كرد و با استفاده از غفلت مسئولان گذشتة ايران آن جزيره را اشغال نمود.جريان اين اشغال تدريجي به اين صورت بود كه در 24 ربيع‌الاول1322 از وزارت گمركات و پست به عين‌الدوله(وزير اعظم وقت)اطلاع داده شد كه به گزارش مسيو دامبرن رئيس گمركات بنادر خليج‌فارس،شيخ رأس‌الخيمه مدعي مالكيت جزيرة تامب(تنب)شده و شيخ شرقا(شارجه)نيز ادعاي مالكيت جزيرة ابوموسي را كرده و بيرق خودشان را در آنجاها نصب نموده‌اند،حدود يك ماه بعد،در 26 ربيع‌الآخر1322 در پاسخ اعتراض دولت ايران نامه‌اي از سفارت انگليس به عنوان وزارت امور خارجه رسيد كه در آن اظهار شده بود كه دولت ايران دليلهاي خود را مبني بر اينكه ادعاي آن دولت در مالكيت اين دو جزيره بر ادعاي شيخ شرقا(شارجه)تفوق دارد،اقامه نمايد تا(از طرف سفارت انگليس)براي دولت هندوستان ارسال شود.
يك سال بعد در 28 ربيع‌الاول 1323 نامة ديگري از سفارت انگليس به وزارت امور خارجه رسيد كه طي آن اطلاع داده شده بود كه بنا بر تحقيقات و گزارش شخصي ميجر كاكس،خبري كه دربارة ساختن عماراتي به وسيلة شيخ شارجه در جزيرة تنب،به دولت ايران رسيده،ابداً حقيقت ندارد.در همين نامه اظهار تأسف شده است از اينكه«اشخاصي به رتبة جناب دربابيگي بدون اينكه قبل از وقت متحمل زحمت شده،معلوم نمايند كه آيا هيچ حقيقتي در اينگونه شهرتها هست يا خير،تلگرافاً به حكومت مركزي اطلاع دهند كه اسباب زحمت و مورث اشتباهات في ما بين دو دولت دوست گردد».مفاد اين نامه به خوبي از اين حكايت مي‌كند كه سفارت انگليس مالكيت ايران را بر جزيرة تنب(و بالتبع بر ابوموسي)پذيرفته است.
در خلال اين مدت از طرف مقامات انگليس چند بار پيشنهاد مي‌شود كه موقتاً دولت ايران پرچم خود را از جزيرة سيري و شيخ شارجه از تنب و ابوموسي بردارند،تا زماني‌كه موضوع مالكيت اين جزاير محرز گردد،ولي شاه ايران اين پيشنهاد را شديداً رد كرده،به صدر اعظم خود متذكر مي‌شود:كه اين دو جزيره،ملك مسلم دولت ايران است،در اين صورت حالا چه طور دولت انگليس در عالم دوستي راضي مي‌شود كه ما ملك طلق خودمان را به شيخ واگذار كنيم و او بيرق در آنجا بيفرازد.شما باز هم گفت‌وگو كنيد و ما به هيچ وجه از حق خود نخوايم گذشت.

برگرفته از وبسایت دایره المعارف بزرگ اسلامی

persian gulf

در حالی که مثلا نشنال ژوگرافی یا گوگل earth جزایر ابوموسی و تنب ها اشغال شده توسط ایران و جزو خاک امارات معرفی کرده اند. 

برای اطلاعات بیشتر به وبسایت دانشگاه آمریکایی و جزر الامارات و خبرگزاری مهر مراجعه کنید.

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت 10:16 بعد از ظهر |